«زمانی که‌ بحران استمرار می‌یابد...»

(🖋 سعید کشاورزی)

وقوع بحران‌های اقتصادی و یا اجرای سیاست‌های ریاضت اقتصادی٬ معمولا افراد را به راه‌حل های اجتماع-محور سوق می‌دهد (گیوگنی و گراسو٬ ۲۰۱۷). به عبارت دیگر٬ دسته‌ها و گروه‌های اجتماعی در زمان بحران اقتصادی از اعضا خود به شکل‌های مختلفی حمایت می‌کنند. مثلا٬ گروه‌های خویشاوندی یا محله‌ای منابعی مشخص را برای گذران زندگی آنانی که به تازگی شغلشان را از دست داده‌اند٬ فراهم می‌کنند.

اما زمانی که بحران اقتصادی برای سال‌ها ادامه یابد٬ چه می‌شود؟ پاسخ مشخص است. روشن است که منابع گروه‌های اجتماعی محدود بوده و پس از مدتی این گروه‌ها نه تنها امکان حمایت از اعضای خود را از دست می‌دهند بلکه خود این گروه‌ها نیز‌ به شکلی تضعیف خواهند شد٬ چرا که دیگر‌ کارآیی قبلی را ندارند.

معتقدم در ایران٬ یکی از عواملی که همواره افراد را به شکل‌های مختلف در برابر بحران‌ها‌ بیمه کرده٬ همین ستبری و گستردگی گروه‌های اجتماعی خویشاوندی و محله‌ای بوده؛ حتی اگر بپذیریم که کیفیت و‌ کمیت آن‌ها در چند دهه اخیر دچار تغییرات اساسی شده باشد. اما‌ همزمان به شکلی دائمی٬ با بحران‌های اقتصادی‌ای مواجه‌ بوده‌ایم که هرگز پایان نیافتند و از‌این‌رو٬ منابع گرو‌ه‌‌های اجتماعی مورد نظر به‌شدت تحلیل رفته است. در واقع٬ تاب و توان این گروه‌ها ذره ذره از آن‌ها گرفته شده است.

از این‌روست که استمرار بحران اقتصادی به بازتولید بحران اجتماعی می‌انجامد. عجیب نیست اگر به شکل فراینده‌ای با افرادی مواجه شویم که نه تنها در طوفان بحران منابع ارتزاق خود را از دست داده‌اند بلکه دیگر از سوی کانون‌های اجتماعی نیز حمایت نمی‌شوند. افرادی که دیگر نه امیدی به بهبود وضعیت دارند و نه گزینه‌های چندان وسیعی برای انتخاب. افرادی که به فراخور شرایط دست به انتخاب‌هایی می‌زنند که خود بحران‌ دیگری می‌شود...

(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران هم ارسال کنید).
@PoliticalSocio